هدف استرالیا ماهواره کامپوزیت استرالیا

هدف: استرالیا ماهواره کامپوزیت استرالیا مشاهده سرگرمی تصویر برجسته

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات از توالت شستن ملی‌پوشان تا باندبازی در تیم ملی

کاپیتان سابق تیم ملی کبدی زنان می‌گوید که ناعدالتی در فدراسیون کبدی بیداد می‌کند.

از توالت شستن ملی‌پوشان تا باندبازی در تیم ملی

از توالت شستن ملی پوشان تا باندبازی در تیم ملی

عبارات مهم : ایران

کاپیتان سابق تیم ملی کبدی زنان می گوید که ناعدالتی در فدراسیون کبدی بیداد می کند.

به گزارش ایسنا، غزال خلج کاپیتان سابق تیم ملی کبدی زنان است که دو سال پیش به دلایلی از این رشته خداحافظی کرد. او بعد از شکست تیم ملی کشور عزیزمان ایران در نیمه نهایی برابر کره جنوبی و سوم شدن کشور عزیزمان ایران در مسابقه های قهرمانی آسیا در گرگان، تصویر العمل نشان داد. در ادامه حرف ها و درددل های کاپیتان سابق تیم ملی کبدی را می خوانید.

از توالت شستن ملی‌پوشان تا باندبازی در تیم ملی

مربی و بازیکنان هیچ آمادگی جهت تیم ملی نداشتند

“آن موقع که من در تیم ملی بودم، مربی تیم ملی زن اعظم مقصودلو (دختر مدیر فدراسیون) بود. او هیچ سررشته ای از کبدی، بدنسازی و ورزش نداشت. سعیده دختر دیگر رییس فدراسیون نه آمادگی بدنی و نه آمادگی حضور در تیم ملی را داشت ولی او نیز به عنوان ملی پوش به اردوی تیم ملی وارد شد. نیمی از فرزند های گرگان را هم به عنوان ملی پوش تیم ملی گزینش کردند باوجودی که هیچکدام از آن ها آمادگی بدنی نداشتند. حتی زن قلعه نویی که آن وقت مربی بدنساز تیم ملی بود اعتقاد بود که باید بعضی از بازیکنان گرگان را به علت نداشتن آمادگی بدنی از بین بردن کنند، ولی در نهایت خودش از تیم ملی کنار گذاشته شد. حتی همه اردوها در گرگان برگزار می شد تا اعظم مقصودلو که کارش در گرگان است از کار خود نماند ولی ما که از پایتخت کشور عزیزمان ایران می رفتیم از کل زندگی می ماندیم و تمام وقت در اردو بودیم.”

ما امتیاز می گرفتیم تا گرگانی های نیمکت نشین هم پاداش بگیرند

کاپیتان سابق تیم ملی کبدی زنان می‌گوید که ناعدالتی در فدراسیون کبدی بیداد می‌کند.

“اولین نیاز یک بازیکن کبدی داشتن آمادگی جسمانی و قدرت بدنی است ولی زیاد بازیکنان گرگانی این شاخصه ها را نداشتند. آنها ازدواج کرده یا فرزند دار بودند ولی نمی دانم آیا در تیم ملی بودند؟ شاید به خاطر سهیم شدن در جایزه های تیم ملی بود. من و سلیمه عبدالله بخش بازیکنان تهرانی بودیم که در بازی های ملی بیشترین امتیازات را کسب می کردیم و اصلا به همین باعث در تیم ملی بودیم. اگر ما هم مساوی بقیه کار می کردیم ما را هم کنار می گذاشتند. سایر بازیکنان از جمله سعیده مقصودلو در نیمکت ذخیره می نشستند تا ما امتیاز کسب کنیم، ولی در نهایت جوایز بین همه تقسیم می شد. ۸۰ تا ۹۰ درصد بازیکنان گرگانی توانایی حضور در تیم ملی را نداشتند، ولی اعظم مقصودلو حرفش یکی بود و آن ها را نگه می داشت. رییس فدراسیون هم طبق معمول حرفی نمی زد چون می دانست بالاخره من و سلیمه هستیم که جهت تیم ملی مقام آوریم.”

همه کار در اردوها کردیم حتی شستن توالت!/ اعتراض کردم از بین بردن شدم

ما در اردوهای تیم ملی همه کار می کردیم تا به خدمه پول ندهند. بعد از تمرینات به نوبت باید جاروبرقی می کشیدیم، آشغال جمع می کردیم، توالت را می شستیم، سطل آشغالش را تمیز می کردیم. از اینکه باید با بدن های خسته باز کار نظافت می کردیم شاکی شدم. به نایب رییس فدراسیون شکایت کردم ولی او جای برطرف مسئله و پیدا کردن راه حل بدترین راه ممکن یعنی خط زدن من از تیم ملی را انجام داد.

گرگانی ها یک امتیاز هم نمی گرفتند ولی من را علت شکست برابر هند می دانستند

از توالت شستن ملی‌پوشان تا باندبازی در تیم ملی

برای مسابقه های پنج نفره آسیایی من را کنار گذاشتند. بعد دوباره جهت بازیهای آسیایی اینچئون که می دانستند بدون من نمی توانند مقام بیاورند، دوباره من را دعوت کردند. آنجا با کلی زحمت دوم شدیم ولی باز هم بعد از مسابقه های همه تقصیر ها را گردن من و سلیمه انداختند و ما را مسبب باخت برابر هند می دانستند. حتی نمی گفتند که بازیکنان گرگانی یک امتیاز هم نگرفته بودند. حتی در یک بازی آسیب داشتم ولی جهت کسب مقام تا آخر بازی می کردم تا مدال بگیریم.

ملی پوشان بعد از آسیب به جای بیمارستان روانه منزل می شدند

من هر لحظه حرف هایم را زده ام و هر لحظه هم بدترین آدم تیم ملی بودم. در برابر همه ناحقی ها اعتراض کردم. دو بازیکن در تیم ملی بودند که آسیب دیدند و فدراسیون جای درمان و بیمارستان، آن ها را روانه شهرشان یعنی اراک کرد. من سر این عنوان هم دعوا کردم و دوباره از اردو کنار گذاشته شدم. ولی باز هم به سراغم آمدند و با من حرف زدند و مرا برگرداندند. از من درخواست کردند که حواسم به خودم باشد ولی من نمی توانستند بی عدالتی و بی قانونی را بپذیرم. چطور می توانند در این مملکت هر کاری که می خواهند بکنند و هیچ مدیریتی بالای سرشان نباشد. دیگر بس است.

کاپیتان سابق تیم ملی کبدی زنان می‌گوید که ناعدالتی در فدراسیون کبدی بیداد می‌کند.

بخاطر ناحقی ها در اوج از این رشته خداحافظی کردم

من بعد از هشت سال حضور در تیم ملی دیگر از شرایط خسته شدم و خداحافظی کردم. خیلی ناحقی ها در کبدی شد. من واقعا در اوج، در سن ۲۴- ۲۵ سالگی از این رشته خداحافظی کردم. آن وقت من بعد از کاپیتان هند، عالی ترین و امتیازآورترین بازیکن دنیا شدم، البته خودم این عنوان را نمی دانستم و از دوستانم، بازیکنان تیم کره شنیدم. فدراسیون جهت کسب این عنوان با من تماس نگرفت که حتی این عنوان را به من بگوید، تقدیر و پاداش که جای خود. اگر گرگانی ها این عنوان را کسب می کردند زمین و وقت را به هم می دوختند.

از توالت شستن ملی‌پوشان تا باندبازی در تیم ملی

خداحافظی کردم تا بدانند امتیازآوران چه کسانی بودند/ پارتی بازی جواب نمی دهد

من و سلیمه خداحافظی کردیم تا بدانند ما مقام آوران تیم ملی بودیم نه فدراسیون کبدی و نه اعظم مقصودلو. اگر غیر از این بود در این مسابقه های تیم ملی چهارم نمی شد. کشور عزیزمان ایران تاکنون چهارمی را به خود ندیده بود. در همه این سال ها من و سلیمه در تیم بودیم و مقام دومی آوردیم. رفتیم تا بفهمند اینجا سرمربی کمک نکرد که در بازیهای آسیایی نقره گرفتیم. اگر او می توانست یاری کند هند را شکست می دادیم. ولی اینقدر تکنیک و تاکتیک نداشت که کمکی به تیم بکند. تنها کسانی که توانستند مقام آورند بازیکنانی بودند که به حق به تیم دعوت شده است بودند و نه با پارتی بازی.

فدراسیون پاداشی به ما نمی داد/ تنها دو بار از وزارت پاداش گرفتیم

بیشتر از هشت سال بدن و جانمان را جهت این رشته گذاشتیم، رشته ای که ضرب دیدگی زیادی دارد، ولی خداراشکر رفتیم. من اگر از کبدی بیرون نمی آمدم اکنون هیچی نداشتم. تنها پاداش ها بعد از اینچئون و گوانگجو و به وسیله وزارت ورزش به ما پرداخت شد. ما به جز این پاداش ها هیچ کمک قابل توجهی از فدرسیون نمی گرفتیم. حتی آسیب ها را خود درمان می کردیم. امیدوارم حق به حق دار برسد.

این ها را نمی گویم که به تیم ملی برگردم/ جهت جاکارتا باید شرایط تیم ملی مساعد شود

“دلیل مصاحبه الان یادآوری گذشته نیست، گذشته ها گذشت ولی باید جهت جاکارتا تیم خوبی روانه بازی ها شود. این تیمی که الان داریم از گرگانی ها تشکیل شده است هست. من نمی دانم چطوری گرگانی های سن اوج که همه شوهر، فرزند و هیکلهای بد دارند و نمی توانند نیم ساعت بدوند، کبدی بازی می کنند؟ ما در حال حاضر که در تیم هم نیستیم هر روز تمرین می کنیم که بدنمان را آماده نگه داریم، ولی چطور کسانی که ۲۰ دقیقه هم تمرین نمی کنند و تکنیک های کبدی ندارند ملی پوش می شوند. این ها را نمی گویم که به تیم ملی برگردم و در حال حاضر شرایطم عالی است.”

سرمربیان هندی فقط پول می گرفتند/ همه کاره دختر رییس بود، خانوادگی فدراسیون را اداره می کنند

“سرمربیان هندی را می آوردند و آن ها فقط اسمی سرمربی تیم بودند. به آن ها پول می دادند که فقط بگویند سرمربی خارجی دارند. آن ها حق دخالت در تکنیک ها و گزینش بازیکنان نداشتند و همه چیز بر عهده دختر رییس فدراسیون بود. حتی مدیر تیم ها هم اگر در مورد گزینش بازیکن حرفی می زد ترساندن به برکناری می شد. من تا حالا چنین فدراسیونی را ندیده ام که بتواند بدون قانون هر طور واکنش‌ها کند. تنها فدراسیونی که خانوادگی کار می کند فدراسیون کبدی است.”

بعد از سومی یکسان همه را اخراج می کنند/ این سیاست فدراسیون کبدی است

“در این مسابقه های هم مربیان تهرانی و سیستانی را به عنوان مربی گزینش کردند و سرمربی خارجی گرفتند. اعظم مقصودلو هم به عنوان مدیر فنی تیم معرفی شد. اکنون که تیم چهارم شده است می گویند که چون اعظم مقصودلو مدیر فنی و سرمربی نبود بود این اتفاق افتاد و همه آن ها را اخراج می کنند، این سیاست فدراسیون است.”

برای ملی پوشانی که لیاقت تیم ملی را ندارند متاسفم

“وقتی دیدم کشور عزیزمان ایران چهارم شد و پرچم کشور عزیزمان ایران بعد از کره اوج رفت دلم ریخت و ناراحت شدم. لیست بازیکنان را که دیدم خیلی شاکی شدم. کسانی که لیاقت تیم ملی را ندارند، کسانی که دلشان جهت تیم ملی نمی سوزد و حتی جهت تیم ملی ورزش نمی کنند جایگاه کشور عزیزمان ایران را به چهارم کم کردن دادند. آن موقع ها به همین ها می گفتم آیا تمرین نمی کنید؟ می گفتند تیم که مقام دوم را می گیرد و ما هم جایزه؛ تمرین جهت چه؟ من جهت این فدراسیون و اعظم مقصودلو متاسفم که به خاطر همشهری ها و فامیل هایش آبروی خود را گرو گذاشتند. در بازی نیمه نهایی مشخص شد که گزینش بازیکنان و همه چیز پارتی بازی بوده، همه ملی پوشان بجز گرگانی ها ذخیره نشین بودند. گرگانی ها در زمین بودند که چهارم شوند؟”

ناحقی بس است/ هیچ نظارتی در کبدی نیست

“نمی دانم تا کی می خواهند این کارها را ادامه دهند. واقعا هیچ کس ناظر بر این فدراسیون نیست. بعد وزارت ورزش کجاست؟ چطور می توانند در این مملکت هر کاری که می خواهند بکنند و هیچ نظارتی نباشد، دیگر بس هست. جهت پسرها هم این اتفاق افتاد، نمی دانم چه اتفاقی در کبدی افتاده که اینطور شدیم. دیگر کبدی در دوران این افراد تمام شده است و باید تغییرات صورت بگیرد. باید افرادی بیایند که تاکتیک و تکنیک بلدند و دلشان جهت کبدی می سوزد، نه اینکه آن را خانوادگی اداره کنند. امیدوارم حق به حق دار برسد و فدراسیون به دست کسانی سپرده شود که واقعا کبدی را دوست دارند.”

واژه های کلیدی: ایران | آمادگی | بازیکنان | آمادگی بدنی | لیست بازیکنان | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz